بررسی سیاستهای داخلی امیر عبدالرحمن خان در تثبیت اقتدار مرکزی افغانستان

نویسندگان

  • نورالحق امیری
  • دوست محمد وفا

کلمات کلیدی:

ا فغـانســـتـان, ا م یر عبـدالرحمان خـان, شــــورشقــبــایــل, قــدرت مــرکــزی, ملوک الطوایفی, نهادهای دینی

چکیده

در اوا سط قرن هجدهم، احمد شاه ابدالی (درانی) که در قندهار یک دولت م ستقل تأسیس کرده بود، پس از بیست و پنج سال حکومت، جغرافیای پهناور و دولتی قدرتمند را برای جانشینان خود به ارث گذاشت. این کشور از جنوب تا رود سند، از شمال تا جیحون، از غرب تا خراسان و از شرق تا فلات پامیر گ سترده بود. اما در اوایل قرن نوزدهم، رقابت قدرتهای ا ستعماری روسیه و بریتانیا برای تسـلط بر ترکسـتان و هند، افغانسـتان را به موقعیت یک "دولت حائل" تبدیل کرده و تلاش نمودند تا قسمت های از خاک پهناور که احمدشاه درانی ضمیمه خاک و سرزمین خود کرده بود را، ت سخیر کنند. افغان ستان در سالهای ( ۵838و )۵878دو بار تو سط انگلی سیها ا شغال شد که موجب فروپاشــی کامل اقتدار مرکزی در این کشــور گردید. در این دوران، در هر ولایت، سران قبایل محلی و اع ضای خاندان سلطنتی که "سردار" نامیده می شدند، برای بهد ست آوردن قدرت رقابت میکردند. پس از اولین ا شغال انگلیس، امیر دوست محمد خان موفق شد اقتدار مرکزی را بازگرداند و افغانســتان را دوباره متحد کند. پس از اشــغال دوم، این وظیفه بر عهده نوهاش، امیر عبدالرحمن خان، قرار گرفت. در این تحقیق، تلاشهای امیر عبدالرحمن خان برای تثبیت اقتدار مرکزی از طریق اتخاذ تدابیر سختگیرانه علیه قبایل شور شی و روحانیون مخالف مورد برر سی قرار گرفته است

##submission.downloads##

چاپ شده

2026-07-12

شماره

نوع مقاله

Articles